سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

749

تاريخ ايران ( فارسى )

وصاياى معاويه به يزيد در مرض موت 61 ه ( 680 ) معاويه در مرض موت به يزيد پسر و وليعهدش وصايائى كه نمود و مشكلاتى را كه خبر داد او در پيش دارد بشرح زير است : راجع به حسين بن على مردم بىثبات عراق او را اغوا خواهند كرد كه پيرامون امر خلافت باشد ، من به تو وصيت ميكنم هنگاميكه بر او دست يافتى به ملايمت با وى رفتار كن و مبادا به او آسيبى برسانى كه خون وى خون پيغمبر - است . اما از عبد الله بن زبير من براى تو بسى خائف و هراسانم ، چه او مثل شير حمله مىكند و مانند روباه محيل و مكار است . چنانچه بر او فائق آمدى بدون فوت وقت بايد دمار از روزگار وى برآرى » . اگر نصايح و وصاياى اين خليفه پس از مرگش بموقع اجرا ميرسيد در مجراى تاريخ انقلاب كلى روى ميداد . دعوت حسين بن على ( ع ) به كوفه خبر مرگ معاويه كه انتشار يافت همانطور كه اين سلطان زرنگ و باهوش خبر داده بود حس محبت و هواخواهى اهل عراق نسبت به حسين بن على كه آنوقت رئيس خاندان بود به هيجان آمده نامه‌هائى نزد وى فرستادند مبنى بر اينكه اگر او به سمت كوفه حركت كند از طرف اهالى همه قسم با او همراهى خواهد شد . وى با مطالعات زيادش در اين موضوع به اشتباه افتاده و بيانات غدرآميز مردم كوفه را حمل به حقيقت نمود ، ليكن اگر اطراف اين مسئله را به خوبى مطالعه كنيم هيچوقت آن حضرت را در مطالبهء حقوق خاندانى خود ملامت نخواهيم كرد . گذشته از همه وضعيت اقتصادى او هم قابل ملاحظه بوده ، چه برادر بزرگش قسمت اعظم عوائد خانوادگى را صرف احتياجات شخصى خود نموده و حضرت علاوه بر اينكه خود داراى عائلهء سنگين و جمعيت زياد بود از لحاظ اينكه رئيس خانواده است مجبور بود از زوجات و اولاد و كسان برادرش هم كاملا تكفل نمايد . بالجمله از اهل مكه آنهائى كه با آل على بستگى داشتند نصيحت كردند كه به اظهارات مردم بىوفاى عراق ترتيب‌اثر ندهد . اگر بيان دلچسب عبد الله زبير نبود كه ميدانست تا آن حضرت حيات دارد به مقصود خود نخواهد رسيد ممكن بود كلمات آنان در او مؤثر واقع شده و از اين سفر منصرف گردد .